+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 5 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
 
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 93/03/04 و ساعت 4 بعد از ظهر |
جملات شریعتی درباره امام علی
"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلكه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌كند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزه‌ای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی (ع) یكی از شخصیت‌های بزرگی است كه به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا كرد كه رسالت خاصی دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است كه كیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.

گاه علی (ع) را كه توی این جنگ‌ها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌كرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول كنم كه رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!

درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بی‌تاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌كند.

مسلما هر كسی كه انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌كند، انسان است، این است كه می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته كه یك خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای كه پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهرهایی كه می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یك ایدئولوژی مطرح و عنوا كنم، دارای این خصوصیات است. البته این كامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد كار یدی، كشاورزی و تولید، علی (ع) ‌مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی (ع) ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تكیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان‌دوستی.

درد علی (ع) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم كه از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌كند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمی‌شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را كه علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی‌كند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمی‌كنیم.

ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مكتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، ‌به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم كه با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی كه «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل كردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یك ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراكه شیعه علی (ع) همچنان كه گفتم علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت كردن است..."

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/11/07 و ساعت 10 بعد از ظهر |

 

اعتماد به نفس پایین ریشه بسیاری از مشکلات و بیماری هاست چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم

چگونه فردی اعتماد به نفس را بدست می آورد و آنرا حفظ می کند؟

شکی نیست که اعتماد به نفس پایین مشکلی شایع در جوامع امروزی است و عامل اصلی آن در تجربیات منفی افراد در دوران کودکی از قبیل بد رفتاری های زبانی/فیزیکی/جنسی است. و هراسی ندارم از گفتن اینکه من خودم هم از این مشکل شایع جوامع امروزی بی نصیب نبوده ام، اما تلاش کردم اعتماد به نفس خودم را افزایش دهم. این یک بیماری است که ظاهراً بیشتر افراد با آن درگیر هستند.

در کتاب «شکستن زنجیر اعتماد به نفس» نوشته پرفسور «مارلین سورنسن» نویسنده توضیح می دهد که چگونه روانشناسان کمبود اعتماد به نفس را با افسردگی اشتباه می گیرند. کمبود اعتماد به نفس یکی از علت های تشدید کننده افسردگی است اما یک بیماری کاملاً مجزاست. این گونه درمان کردن مانند این است که روی زخم افسردگی را تمیز کنید و درمان کنید در حالی که ریشه عفونی آن که همان کمبود اعتماد به نفس است را نادیده بگیرید.

بنده به هیچ وجه نمی گویم درمان های ضد افسردگی برای ایجاد تعادل و پایداری ذهنی بی مصرف هستند. اگرچه مارلین در کتابش این ریشه ها را با توجه به گذشته افراد بیشتر نمایان می کند به گونه ای که می توانیم بفهمیم الگوی این افکار منفی چه ساختاری دارد و چگونه در ذهن ما نهادینه شده است و چرا ضمیر ناخودآگاه ما همچنان به همان افکار منفی پناه می دهد و فکر می کند این افکار منفی همان حقیقت هستند.

همان طور که می دانید کلمات می توانند بسیار آسیب زا باشند همان طور که می توانند بسیار آرامش بخش و درمان گر باشند. به یاد دارم وقتی مرا به عنوان تنبیه بعد از مدرسه نگه داشته بودند آن زمان کلاس اول بودم. معلمم روی میز کوچک من نشسته بود و فریاد می کشید « چرا نمی تونی اینو حل کنی؟» و یک برگه جلوی من بود که روی آن یک مساله ریاضی نوشته شده بود.

احتیاجی به گفتن نیست که نه تنها دلگرمی برای حل آن مساله در من وجود نداشت بلکه ذهنم هم قفل شده بود قفلی که نمی توانستم آن را باز کنم تا سوال وارد مغز من شود چه برسد به آنکه بخواهم آنرا حل کنم. به علاوه این کار آن معلم سبب شد که هر بار در موقعیت مشابهی برای حل مساله مواجه شوم ترس وجودم را بگیرد و همیشه از اینکه ممکن است اشتباه کنم خجالت می کشیدم. به نظر می رسید این احساس همیشه با من است و هیچگاه نمی توانم از آن دوری جویم و البته از بهترین خاطراتم نبود!

آموزگاران توصیه می کردند معلم خصوصی بگیرم در حالیکه اشتباه می کردند. مشکل جای دیگری بود. بعد از مدرسه با معلم خود کار می کردم او از من پرسید آیا در درس دیگری هم مشکلی داری؟ و من پاسخ دادم راستشو بخواین بله! من خیلی تو ریاضی ضعیف هستم. و بدون اینکه کسی بفهمد ما با هم ریاضی کار می کردیم و نمره من به C رسید در حالیکه قبل از آن نمره من زیر D بود.

آن روز برای من نقطه عطفی بود چون کسی به من ریاضی را آموزش می داد که حوصله و صبر زیادی داشت هیچگاه از من نخواست خیلی زود همه چیز را بفهمم، مرتب مرا تشویق می کرد او می گفت من می توانم هر آنچه را که بخواهم در زندگی انجام دهم.

از آن روز به بعد من تصمیم گرفتم با معلم کلاس اول خودم در افکارم آشتی کنم و سعی کنم نا شکیبایی او را درک کنم. بعد ها فهمیدم او همیشه می خواسته فرزندی داشته باشد و به هر دلیلی که من به آن اهمیت نمی دهم نمی توانست فرزندی داشته باشد. شاید این مشکل منبع آتش بود که در وجودش شعله ور بود و با نا شکبیایی خود مرا هدف قرار می داد البته نه از روی عمد کسی چه می داند؟

معمولا افراد ناملایماتی را در جوانی متحمل می شوند که منجر به نا امیدی و یاس می شود آنها این احساس را در آینده هم تجربه می کنند کافی است در شرایط مشابه قرار گیرند البته بیشتر افراد این گونه هستند طبق یک تحقیق آماری از هر 10 نفر 9 نفر چنین هستند. به عنوان مثال می توانید شریک زندگی خود را در نظر بگیرید. آنها در دنیایی کاملا متفاوت از دنیای ما بزرگ شده اند. و بدون شک هیچ کس منبع نا تمام روحی ندارد تا مرتب ذهنش را به سمت افکار مثبت تغییر مسیر دهد. حال اگر همسر شما در کودکی آسیب روحی بزرگی دیده باشد. معمولا در چنین شرایطی مشکلات رفتاری مشاهده می شود و افراد فکر می کنند بهترین برخورد ساکت بودن و سازش کردن است. ولی کمتر کسی به ریشه این مشکل توجه می کند ریشه مشکلی که معمولاً در کودکی دانه آن کاشته شده است.

طبیعتاً این ناامیدی ها بر پرورش کودک سایه می افکند. این مانند یک پاسخ اتومات است آنها کم کم به آن اعتقاد پیدا می کنند و بعد از اینکه زمان زیادی می گذرد آموزش دوباره مغز کار دشواری می شود مغز شما منفی دیدن را آموخته است.

من سالها با روان شناسان مختلف کار کردم و مدتی طولانی تحت درمان بودم تا اینکه استادی بسیار بزرگ به من کتاب مارلین را درباره اعتماد به نفس پایین توصیه کرد. من همیشه در ذهنم خودم را سرزنش می کردم و با خود چنین عباراتی می گفتم: « من هیچ کاری رو نمی تونم درست انجام بدم.» یا «تنها کاری که من خوب می تونم انجام بدم خرابکاریه» یا « ای کودن» البته وقتی می گفتم کودن کمی هم با خندم می گرفت.

مارلین در این کتاب داستان هایی از زندگی واقعی افراد درباره اعتماد به نفس پایین نقل کرده است، او حتی به گذشته آنها رجوع می کرد و سعی می کرد کاملا بفهمد فرایند فکری آنها در چه شرایطی قرار دارد، آنها خود و دنیای اطراف خود را چگونه می بینند. با خواندن کتاب و داستان هایش رابطه نزدیکی بین شرایط خودم و این افراد دیدم. خواندن این کتاب چشمان مرا باز کرد به گونه ای که در نهایت ابزاری در اختیارم گذاشت که به کمک آن توانستم قدرتمند تر باشم و خود را درمان کنم.

بدست آوردن اعتماد به نفس چالشی درونی است که برنده آن شما هستید اما به شرطی که بدانیدچگونه آن را انجام دهید.

نمی توانید همیشه بنشینید و منتظر باشید تا شانس در خانه شما را بزند. اگر این گونه رفتار کنید در این نبرد تنها می مانید. شما باید خود بهترین مشوق و حامی خود باشید تا اینکه منتظر بمانید تا کسی بیاید و دست شما را بگیرد. بسیار مهم است تا بتوانید با خلاقیت خود راه هایی برای ایجاد انگیزه بیشتر بیابید.

کتابی که 6 سال پیش خواندم پیشنهاد جالبی داشت هر چند نام کتاب را نمی توانم به خاطر بیاورم و از این بابت شرمنده هستم اما می دانم نوشته «هنریت آن کلاسر» بود او در این کتاب گفته یک جعبعه دلگرمی بسازید. هر چه تعریف و کلمات مثبت درباره خود می شنوید را بنوسید و در این جعبه بیندازید هر گاه جمله زیبایی شنیدید که در شما احساس خوبی القا کرد آنرا روی کاغذی بنویسید و درون جعبه بیندازید. هر گاه احساس نا امیدی می کنید در جعبعه خود را باز کنید و آن ورق کاغذ ها را مرور کنید و اجازه دهید روی شما تاثیر بگذارد و درون شما را آرم کند.

این روش کمک فوق العاده ای به من کرد بسیار بیشتر از آن که فکرش را بکنید. هر بار از شدت شادی گریستم، به خاطر می آوردم چقدر مرا دوست داشته اند و چقدر برایم ارزش قائل شده اند و بخاطر ایمانی که به خداوند داشتم چقدر پاداش های زیبا از او گرفتم. و من همه آن لحظات زیبا را می توانم به یاد آورم.

همه ما با موقعیت هایی روبرو می شویم که ممکن است زندگی ما را تغییر دهد این موقعیت ها چه خوب و چه بد مهم این است که انعطاف پذیری خود را برای مواجهه با این موقعیت ها تقویت کنیم. مدتها بود که من تنهایی را تجربه می کردم و راهی که من برای مواجه با آن خلق کردم نوشتن بود راهی فوق العاده برای اینکه خود را با احساسات مثبت را تقویت کنم و با حقایق زندگی روبرو شوم. و با نوشتن سعی می کنم ضربه ای به احساسات مثبت خوانندگان بزنم و آنرا بیدار کنم و گاه گاهی هم اشک آنها را در می آورم!

مراحلی برای تقویت اعتماد به نفس

مرحله اول: موفقیت ها، تمجید ها و هر بار که از شما تعریف شده است به خاطر آورید و بنویسید از تاریکی خارج شوید و حرکت کنید. مثبت ها را به خاطر آورید.

مرحله دوم: به تیتر برگه های خود نگاه کنید و ارزش خود را به خاطر بیاورید، بخاطر بیاورید که بالاتر از همه خداست که همه ما را در بالاترین عزت نفس می خواهد. به خاطر بیاورید که اوست که ما را هدایت می کند تا از غار تاریک اعتماد به نفس پایین خارج شویم.

مرحله سوم: به دنیای خارج خود نگاه کنید برای افرادی که در اطراف شما هستند کارهایی انجام دهید که رضایت آنها را به همراه داشته باشد. کار هایی به سادگی یک لبخند، یک سلام با روی خوش، خوش وبش کردن با افرادی که در نزدیکی شما هستند و از این قبیل کار ها. با نگاه خوب به اطراف و ایجاد احساس خوب در دیگران شما از سرمایه گذاری که روی اطرافیان می کنید به زودی امواج مثبت و احساس خوبی دریافت خواهید کرد. این هم یکی دیگر از معجزات کوچک خداوند است که می تواند به شما کمک کند مثبت زندگی کنید و در مقابل از بازتاب این برخورد مثبت لذت ببرید و احساس فوق العاده ای داشته باشید. سعی کنید با افراد مثبت نگر و خوش بین بیشتر در ارتباط باشید و ارتباط خود با افراد منفی نگر را محدودتر کنید.

شما موجودی خاص، بسیار ارزشمند و هدیه از سوی خدا هستید.

نویسنده متن به نام سارا معاون مدیر حقوقی شرکت هاردی و باکن است

ترجمه: علی یزدی مقدم

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/11/07 و ساعت 10 بعد از ظهر |

 

با میلاد پیامبر(ص)، خاتم پیامبران (ع)، پرونده نبوت برای همیشه مختومه شد. تمام أنبیاء (ع)، از حضرت آدم(ع) تا حضرت عیسی (ع)، بشارت آمدن پیامبر اکرم (ص) را به پیروان‌شان داده بودند و پیامبراکرم (ص) در ‌چنین ایامی قدم به عرصه گیتی نهاد.
خبرگزاری ایسنا: با میلاد پیامبر(ص)، خاتم پیامبران (ع)، پرونده نبوت برای همیشه مختومه شد. تمام أنبیاء (ع)، از حضرت آدم(ع) تا حضرت عیسی (ع)، بشارت آمدن پیامبر اکرم (ص) را به پیروان‌شان داده بودند و پیامبراکرم (ص) در ‌چنین ایامی قدم به عرصه گیتی نهاد.

بیش از 1400 سال پیش در روز 17 ربیع‌الاول، کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود نام مبارکش محمد بن عبدالله و در تورات و برخی کتب آسمانی"احمد" نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد(ص) پیش از نامگذاریِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وی را «احمد» نامیده بود کنیه حضرت محمد (ص)ابوالقاسم و ابوابراهیم است و القاب حضرت محمد (ص) رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و...



حضرت محمد (ص)، آخرین پیامبر الهی، بنیان‏گذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

برابر رسم خانواده‌های بزرگ مکه "آمنه" پسر عزیزش، محمد را به دایه‌ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از آلودگی‌های شهر پرورش یابد. "حلیمه" زن پاک سرشت مهربانی بود. حضرت 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب (مدینه) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء نزدیک مدینه به خاک سپردند. محمد (ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نیز در 8 سالگی وی درگذشت و سرپرستی محمد (ص) بر عهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادرزاده‌اش کوششی بلیغ می‌کرد. در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر، راهبی بحیرا نام، نشانه‌های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت.

نخستین زنی که افتخار همسری حضرت محمد (ص)را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگی با این بانوی بزرگوار ازدواج نمود و ثمره این ازدواج بانوی نخست خلقت حضرت زهرا (س) است.

به مناسبت ولادت حضرت به مختصر معجزاتی از زمان ولادت این خاتم پیامبران اشاره می‌کنیم:

معجزات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از اتفاقات رخ داده در زمان دیگر انبیا (ع) است تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق‌العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

همزمان با تولد و کودکی هر پیامبری، معجزات و امور خارق‌العاده‌ای در جهان اتفاق می‌افتد که هدف از آن، آماده ساختن مردم برای پذیرش ادعای بعدی آن پیامبر است.

به عنوان مثال زمانی که حضرت موسی (ع) متولد شد خداوند متعال به مادرش وحی کرد که او را روی تخته‏‌ای بگذارد و به آب اندازد و او چنین کرد و خداوند، موسی (ع) را در حمایت فرعون که هزاران کودک را از ترس متولد شدن موسی (ع) کشته بود پرورش داد و این یک امر خارق العاده محسوب می‌شود.

یا مثلا حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شد و در حالی که هنوز در گهواره بود با زبان فصیحی سخن گفت و از آینده خبر داد و این مساله معجزه ایشان در زمان نوزادی بود.

به این امور یعنی به معجزاتی که قبل و هنگام تولد هر پیغمبری اتفاق می‌افتد «اِرهاص» می‌گویند.

توضیح بیشتر اینکه «ارهاص» در لغت به معنای آماده ساختن و محکم کردن است، و در اصطلاح، وقوع کارهای خارق‌العاده‏‌ای است که قبل از تولد، هنگام تولد و پیش از ادعای نبوت از سوی پیامبر، انجام می‌گیرد.

چون پیامبر گرامی اسلام (ص) بزرگترین پیامبر خداوند است که بر بشریت نازل شده و شریعت آن حضرت، کامل‌ترین شریعت الهی است، و از طرفی دیگر این شریعت کامل خداوندی تا قیامت زنده و پویا خواهد ماند و آخرین و کامل‌ترین عقاید، اخلاق و احکام را به همراه دارد لذا معجزات و ارهاصات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از ارهاصات دیگر انبیا بوده تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

با این توضیح روشن شد که هدف مهم «اِرهاص» آماده کردن مردم برای پذیرش نبوت پیامبری است که قرار است متولد شود.

مهمترین ارهاصاتی که قبل از تولد و همچنین هنگام تولد پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) اتفاق افتاد - مطابق چند روایت نقل شده از حضرت امیرالمومنین علی (ع) و امام صادق (ع) چنین است:

از امام صادق (ع) روایت شده است که ابلیس تا هفت آسمان بالا می‌رفت و مسائل غیبی را گوش می‌داد و اخبار آسمان‌ها را می‌شنید، وقتی حضرت عیسی( ع) متولد شد او را از سه آسمان منع کردند و (بعد از آن) تا چهار آسمان بالا می‌رفت و چون حضرت رسول اکرم (ص) متولد شد او را از همه آسمان‌ها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان‌ها راندند.

صبح روزی که حضرت محمد مصطفی (ص) متولّد شد، همه بت‌های عالم به رو بر زمین افتادند.

در آن روز ایوان کسری یعنی پادشاه عجم لرزید و 14 کنگره آن افتاد.

در آن روز دریاچه ساوه که سال‌ها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک شد.

وادی سماوه که سال‌ها کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.

آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش ‍ شد.



طاق کسری از میانش شکست و دو قطعه شد.

نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید تا اینکه به مشرق رسید.

در آن صبح، تخت همه پادشاهان وقت، سرنگون شده بود.

در آن روز، همه پادشاهان وقت، لال شده بودند و نمی‌توانستند سخن بگویند.

در آن روز، علم کاهنان از بین رفت و سِحر ساحران باطل شد

حضرت آمنه (ع) مادر گرامی حضرت رسول (ص) گفت: والله که چون پسرم متولد شد، دستهایش را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور، قصرهای شام را دیدم و در میان آن روشنی، صدائی شنیدم که می‌گفت: بهترین مردم را به دنیا آوردی، پس او را «محمّد» نام کن.

در روایت وارد شده که شیطان در میان فرزندان خود فریاد زد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را اینچنین پریشان کرده است؟ گفت: وای بر شما! از اوّل شب تا به حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می‌یابم، حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که از وقتی که عیسی (ع) به آسمان رفته، مثل آن واقع نشده است، بروید و بگردید و تفحّص کنید که چه امر غریب حادث شده است؛ پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم. شیطان گفت که تحقیق این امر، کار من است. پس در دنیا جولان کرد تا به حرم (محدوده حرم در سرزمین وحی که بدون احرام نمی‌شود وارد آنجا شد) رسید، دید که ملائکه اطراف حرم را گرفته‌اند، چون خواست که داخل شود ملائکه بانگ بر او زدند پس برگشت و مانند گنجشکی کوچک شده و از جانب کوه حِرا داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون! گفت: ای جبرئیل، سؤالی دارم، بگو امشب چه اتفاقی افتاده؟ جبرئیل گفت: محمّد (ص)، بهترین پیغمبران، امشب، متولّد شده است. پرسید که آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه، پرسید که آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.

از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است که همه دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخ و درختی خندید و هر آنچه در آسمان‌ها و زمین بود خدا را تسبیح گفت.

برخی منابع:

فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، ماده ارهاص

کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلی، ص 593

تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج 27، تفسیر سوره فیل

منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، قسمت معجزات پیامبر اکرم (ص)

تفسیر کوثر، یعقوب جعفری، ج 3، ص 299

کتاب ولادت رسول خدا (ص) و شرح زندگانی آن حضرت تا ازدواج با خدیجه

کتاب دوران زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/11/07 و ساعت 9 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/10/06 و ساعت 3 بعد از ظهر |
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست.  سقراط به او گفت، “فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم.”

صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند.  جوان با او به راه افتاد.

به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.  جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد.

مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد.

سقراط از او پرسید، “زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟”  گفت، “هوا.”سقراط گفت، “هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد.”

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/10/05 و ساعت 5 بعد از ظهر |
آخرین نسخه  دیتا ایز  8 تحت ویندوز  سال 2013 جهت ارسال به دوستداران آن به زبان اصلی و قابل دریافت از dataease.com  با قابلیتهای فوق تصور  

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/10/03 و ساعت 11 بعد از ظهر |
موسسات خیریه و غیر انتفاعی در صورت نیاز جهت تهیه نرم افزار مورد نیاز در حوزه اداری , مالی , بودجه , ;کمسیون معاملات, حقوق , و هرآنچه که مورد نیازشان است با تلفن 09123894566تماس حاصل فرمایند .

تمام نرم افزار ها برای اینگونه موسسات رایگان میباشد  .

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/10/03 و ساعت 11 بعد از ظهر |

 بسم الله الرحمن الرحيم 

 بنام آنکه ما را فکرت آموخت

تمام چيزهايي که بشر خلق ميکند جلوه اي  از کمال اوست        
                                                                   
معمولا محاسبه هزينه ها ي يک ساختمان و تقسيم آنهم با زحماتي همراه است و هر ماهه بايد به ليست ساکنين  و تعداد نفرات ,  متراژ آپارتمانها , و ليستي از هزينه هاي انجام شده و ساير اطلاعات مورد نياز مراجعه و با پهن کردن بساطي اعم از ماشين حساب, کاغذ , خودکار , لاک غلط کيري ,  خط کش  و چند ليوان آب خنک واستمداد از زن و فرزند به جنگ تسهيم هزينه ها رفت و در آخرسر خسته و مونده و با اعصابي بهم ريخته , از کسي خواهش کنيد تا ليست زحمات شما را که حداقل 2 ساعت وقت گرانبهاي شما را گرفته است  برايتان پاکنويس کند تا در تابلو اعلانات نصب و همسايگان ضمن توجه به زحمات شما نسبت به پرداخت سهم شارژ خود اقدام نمايند  .
استفاده ازاين  نرم افزار واقعا تمام بساط شما را بهم ريخته و دريک چشم برهم زدني , کارها را باسرعت و دقت انجام ميدهد به گونه اي اگر  تا کنون تجربه استفاده از نرم افزار را نداشته باشيد شايد خود را سرزنش هم بکنيد وبخود بگوييدچرا تا حالا اينهمه بخود زحمت اضافي ميدادم واز وجود چنين چيزهايي غافل بودم و ......
براي کار با سيستم تسهيم هزينه , نيازي به دانش حسابداري نداريد و تجربه يک ماهه  تقسيم هزينه ها و مسِووليت داشتن در مديريت ساختمان کفايت ميکند  .
سعي شده است سيستم کاملا در يک محيط فارسي و در فضايي زيبا , هنري و کارآمد طراحي گردد و براحتي کارهاي جاري را برايتان به انجام  رساند و فقط با انتخاب کليد پردازش   ,  کمتر از 10 ثانيه هزينه هاي مرتبط با يک مجتمع با هر تعداد آپارتمان  را پردازش ,  تقسيم و گزارش دهد و الباقي وقتتان که از مصيبت محاسبه دستي برايتان ميماند صرف کارهاي ديگري کرده واز همه مهمتر اعصابتان که براي هميشه از شر تسهيم هزينه ها ي ماهانه خلاص خواهد شد که تا سر ميجنبانديد ماه مي رسيد و بايد بساطي پهن ميکرديد و آنهمه زحمت و ........ 
                         اين سيستم براي تقسيم هزينه مجتمع نشيني طراحي شده و کار ها را براي مديران ساختمانها و مجتمعها بسيار آسان خواهد کرد 

روش کار با اين سيستم  

سيستم کلا داراي پنج  جدول يا فرم است جدول1  کدينگ هزينه ها , 2 جدول کدينگ اطلاعات ساکنين, 3 جدول ريز هزينه ماهانه , 4 جدول دريافت و پرداخت ماهانه و 5 جدول تسهيم هزينه ها است .
جدول شماره 1 و 2 کدينگ هزينه و ساکنين  است که فقط يک باربراي هميشه موقع را ه اندازي سيستم وارد ميشوند  و براي دفعات بعدي تغييرات لازم اعمال ميگردد  و جدول 3 که فرم ثبت پرداختهاي ريز ماهانه است مثل پرداخت قبض گاز , برق , آب ,  هزينه تعمير و نگهداري تاسيسات , آسانسور , محوطه , باغچه و غيره در طي هرماه . 
کار اين سه جدول توسط شما و دو جدول بعدي با انتخاب کليدي بنام پردازش  در هر ماه توسط سيستم کامل و محاسبه ميشود و شما درآن نقشي نداريد  . فقط کافي است کليد پردازش را کليک نماييد علاوه بر اين در برخي از جدول ها با تعبيه کليدهايي  , سيستم بخشي از اطلاعات اوليه شما را بطور خودکار ثبت ميکند و شما ميتوانيد از آنها استفاده نماييد

چگونه از سيستم استفاده نماييد

1 -  براي کار با اين  سيستم  ابتدا کدينگ هزينه ها را کامل يا تعريف مجدد نماييد چون کدينگ اوليه که معمولا مورد نياز است تعريف شده اند و شما کاري نبايد انجام دهيد فقط در صورت لزوم آن را به سليقه يا نياز خود تغيير دهيد .
2  - ورود اطلاعات ساکنين  اعم از اسم  ,تعداد نفرات, متراژ آپارتمان و ......... که اين کار بايد توسط شما انجام گيرد
3  - ورود اطلاعات ماهانه ريز هزينه ها انجام شود مثلا اگر قبض آب يا برق يا گاز يا ساير هزينه ها را پرداخت ميکنيد بايددر فرم رديف 3 يا همان  اطلاعات ريز ماهانه وارد نماييد و اين تنها کاري است که در طي ماه سيستم از شما نياز دارد
رديف 1 و 2 معمولا فقط براي يک بار است  جز تغييراتي که شايد نياز باشد مثلا همسايه اي عوض شود يا کسي داراي فرزند جديدي شود ولي ثبت ريز هزينه ها معمولا طي ماه وجود دارد که بايد آنها را در سيستم ثبت کرد و اين تنها کار مستمري است که توسط شما انجام ميشود و الباقي کارها در طي هر ماه اعم از نحوه تسهيم , تنظيم ليست ماهانه  و تهيه رسيد دريافت شارژ و انواع گزارشگيريها با سيستم ميباشد 
بعد از اين سه کار با انتخاب کليدپردازش سيستم  عملياتي  را بطور اتوماتيک  به شرح زير انجام خواهد داد
1 - انتقال اسامي ساکنين به فرم تسهيم هزينه با توجه به متراژ , تعداد خانوار مشمول هزينه کل يا ثابت بدون احتساب هزينه هاي متغير و تعداد نفرات هر خانوار
2 - ترکيب و تلفيق  هزينه ها ي ريز ماهانه و انتقال به فرم دريافت و پرداخت ماهانه .
3 - تلفيق اطلاعات اين دو فرم و تقسيم هزينه بين ساکنين در فرم تسهيم هزينه
4 - حذف اطلاعات قبلي ماه انتخابي درفرمهاي دريافت و پرداخت ماهانه و تسهيم هزينه براي جلوگيري از عدم تکرار  و اجازه انتقال مجدد از ريز هزينه ماهانه
اين به اين مفهوم است که اگر کليد پردازش را چندين بار انتخاب و اجرا نماييد با هر بار انتخاب محاسبه هاي قبلي شما پاک و آخرين پردازش جايگزين ميشود بدون اينکه لطمه اي به اطلاعات وارد گردد
5 - بررسي شارژ ماه قبل و پرداختي افراد و ثبت بدهي در ماه جاري در صورتيکه ساکنين شارژ خود را يا پرداخت نکرده باشند يا کمتر پرداخت کرده باشند
4 - ارايه گزارش هاي مورد نياز شما اعم از ليست ماهانه براي نصب در تابلو اعلانات يا اخذ فرم رسيد شارژ ماهانه و انواع گزارشهاي ديگر مورد نياز شما
  
  توصيه مهم و کاربردي براي استفاده درست از سيستم
                                                            
1 -  يادتان باشد در اولين بار که سيستم راه اندازي ميشود موجودي اول دوره در فيلدي که در فرم تسهيم هزينه وجوددارد وارد شود تا براي هميشه موجودي شما بطور اتوماتيک درست حساب گردد و اگر موجودي وجود ندارد صرفنظر گردد .
2 - چون سيستم هاي رايانه اي براي ساليان متمادي مورد استفاده قرار ميگيرند بنا بر اين هر سال داراي دوازده ماه است که هزينه هاي آن  و دريافتي هاي مرتبط با ان بايدبا دقت نگهدار ي و بايگاني شود , لذا در فرمهاي ورودي به نمايش در آمده که از شما مي پرسد  با اطلاعات چه سال و ماهي کارميخواهيد کنيد دقت لازم را بعمل آوريد تا از خطاي کاربري مصون بمانيد و اطلاعات استحصالي دقيق و منظم باشند همچنين موقع سوال سيستم از شما براي محدوده پردازش , که معمولا ماه و سال است دقت نماييد
کليد هايي با کارکردهاي مختلف در سيستم وجوددارد که با مشاهده آنها در هر فرم ميتوانيد حداکثر استفاده از قابليتهاي سيستم را بنماييد
 3  - بطور مثال  در فرم اطلاعات ساکنين چون معمولا در اغلب آپارتمانها افراد مالک ساکن هستند پس تعداد مستاجرين بمراتب کمتر است پس در موقع ورود اطلاعات اوليه ساکنين,  شما با اين فيلد کاري نداشته باشيد  و اگر تعداد مستاجرين را که تعدادشان اندک است وارد نماييد با انتخاب کليد مربوطه  , سيستم الباقي ساکنين را که مالک هستند بطور خودکار ثبت خواهد کرد يا بيشتر آپارتمانها داراي خانوار ساکن هستند و تعداد آپارتمانهاي خالي بمراتب کمتر است پس شما فقط واحد هاي خالي را که کمترند شناسايي و ثبت کنيد و الباقي را با انتخاب کليد تعبيه شده به سيستم بسپاريد تا بطور خودکار فيلد آنرا برايتان ثبت نمايد
4 -  در فرم ثبت هزينه روزانه کليدي است با نام انتقال  , اگر اين کليد را انتخاب نماييد فرمي  نشان داده ميشود که به شما ميگويد اطلاعات چه سال و ماهي را ميخواهيد منتقل نماييد بعد از انتخاب سال و ماه مربوطه کليد اف2 يا علامت فلاپي در منتهي اليه سمت چپ را کليک نماييد تا انتقال انجام شود .
با انجام اين کار اطلاعات دسته بندي شده از فرم ريز هزينه ماهانه در فرم دريافت و پرداخت ماهانه قرار ميگيرد  .
5 -  برخي از اطلاعات براي محاسبه درست بايد در سيستم وارد شوند در غير اينصورت سيستم درست کار نخواهد کرد براي مثال چون هزينه آب بستگي به تعداد نفرات هر خانوار دارد يا تقسيم گاز در شش ماهه اول سال به خانوارها و در شش ماهه دوم  بستگي به متراژ هر آپارتمان دارد پس در اطلاعات ساکنين اين دو فيلد بايد حتما وارد شوند و از طرفي اينکه چه کساني مشمول هزينه متغير مثل آب و گاز نمي باشند بايد معلوم گردد و الا عملکرد سيستم غير واقعي نخواهد بود
7 - در فرم تسهيم هزينه نيز کليدهاي وجوددارد که برخي کار هاي شما به سيستم سپرده ميشود مثلا چون اکثر يا همه شارژهاي اعلام شده دريافت ميگردند شما با پرداخت شارژ توسط ساکنين با انتخاب ثبت شارژ,  تمام شارژ ها  بطور خودکار در ستون مربوطه ثبت ميشوند و نيازي به ثبت دستي توسط کاربر ندارد
8 -  باانتخاب کليد ثبت بدهي تمام کساني که شارژ خود را پرداخت نکرده يا کمتر پرداخت کرده اند بطور اتومات بررسي و در صورت کسرپرداخت يا عدم پرداخت به حساب بدهي ماه بعد همان شخص  منظور ميگردد
9  -  يا به فرم تسهيم هزينه ها رفته و کليد پردازش را انتخاب نماييد و با دادن سال و ماه مورد نظر باز هم کليد اف2 يا علامت فلاپي را انتخاب نماييد  تا سيستم با تلفيق اطلاعات ساکنين و هزينه هاي طبقه بندي شده کار تسهيم را انجام دهد و کار مديران را بعهده گيرد و در اين مرحله ميتوانيد با نظر خود گزارشهاي مورد نياز را از سيستم اعم از فرم سهم خانوارها براي نصب در  تابلو اعلانات يا رسيد شارژ ماهانه را  اخذ نماييد .
 
                                                 
   قابليتهاي سيستم

1 - ثبت خودکار ساکنين در فرم تسهيم هزينه براي هرماه  با انتخاب کليد پردازش
2 - طبقه بندي و ثبت خودکار هزينه هاي ريز ماهانه براي تقسيم بين ساکنين براي هرماه  پس از جمعبندي و تجميع ماهانه
3 - تعيين و تشخيص هزينه هاي ثابت و متغير در موقع تسهيم هزينه ماهانه با توجه به اطلاعات مندرج در فرم اطلاعات ساکنين
4 - تسهيم هزينه ماهانه بين ساکنين با توجه به تعداد نفرات و متراژ و خانوارهاي ساکن در يک مجتمع و در نظر گرفتن شش ماه اول يا دوم سال
5 -  ثبت خودکاربدهي افرادي که بدلايلي شارژ خود را پرداخت نمي نمايند براي ماه بعد يا آنهايي که کمتر پرداخت کرده اند
6 - نمايش خودکار جمع دريافتي و پرداختي ماهانه افراد , ,نوع هزينه ها و دريافتي هاي شارژ ماهانه شما
7 - نمايش خودکار مانده شارژ مصرف نشده يا بعبارتي موجودي فعلي صندوق شما
8 - ارايه گزارش هاي مورد نياز اعم از ليست ماهانه شارژ ساکنين جهت نصب در تابلو اعلانات
9 - ارايه رسيدهاي ماهانه که موقع پرداخت شارژ بايد به همسايه ها بعنوان قبض دريافت  وجه تحويل شود
10 - انواع گزارشهاي متنوع مورد نياز که هم بصورت کلي و هم بصورت جزيي با يک کليد ارايه ميگردد
11- اخذ گزارش مورد نياز از هر فرمي بدون نياز به برنامه نويس و بنا بر نياز و سليقه خود از تمام فرمهاي پنج گانه
 12 - در نظر گرفتن شارژ عددي براي ساکنين براي مصرف خاصي با انتخاب اينکه عدد بطور مساوي تقسيم گردد يا براساس تعداد نفرات يا متراژ و يا خانوار
13 -راهنماي کاربر براي هر فرم يا برخي فيلدهاي حساس و کليدي با گرفتن کليدهاي alt + f1
14 -  صدور اطلاعات به محيطهاي ديگر از جمله اکسلexell  براي اديت اطلاعات يا تهيه نمودار و .......
15 - ثبت هرگونه توضيح مورد نياز  در انتهاي فرم تسهيم هزينه در هر ماه انجام  بنا بر نياز شما
16 - اجراي کار ماهانه مدير ساختمان يا کاربر  اعم از ايجاد ليست , محاسبه و تقسيم هزينه ها  بطور يکجا يا مرحله به مرحله به انتخاب کاربر  که فقط حق انتخاب با شماست و الباقي با سيستم يعني هم کارها مرحله به مرحله اجرايي و انجام شوند يا فقط با انتخاب کليد پردازش تمام کار ها يکجا انجام شوند

معرفي کليدهاي يا آيکونهاي کاربردي سيستم

براي کار با سيستم ميتوانيد از کليدهاي قسمت فوقاني صفحه نمايش استفاده نماييد و  در کنار آن کليدهاي کيبورد نيز داراي عملکرد مشابهي به شرح زير است
کليد اف 2  f2 براي ذخيره اطلاعات
کليد اف 3  f3 براي مشاهده اطلاعات و ورق زدن آنها
کليد اف 5  f5 براي پاک کردن فرم براي ورود اطلاعات  . منظور حذف اطلاعات نيست بلکه آماده شدن براي ورود ازطلاعات است و  رکوردي حذف نميشود
کليد اف 6  f6 براي پاک کردن فيلد مثلا اطلاعتي اشتباه است که با زدن آن کل فيلد يکدفعه پاک ميشود
کليد اف 7  f7 براي حذف اطلاعات که اين کليد حساسي است و بايد در انتخاب ان دقت لازم بعمل آيد
کليد اف 8 f8 براي ثبت تغييرات  و اصلاح اطلاعات  يعني اطلاعاتي که قبلا با اف2 ذخيره شده اند اگر در بازبيني نياز به اصلاح دارند کاربرد دارد
کليد اف 9  f9 براي گزارش گيري دلخواه  . وقتي در فرمي هستيد اگر اين کليد را بزنيد سيستم گزارش مورد نظر شما را خواهد داد
کليد هاي کنترل + اف 10  ctrl + f10  براي ديدن اطلاعات فرمهاي مرتبط
کليدهاي آلت + اف 1  alt + f1 براي بهرمندي از راهنماي فيلدها و فرمها
 اين برنامه در آذر ماه سال 1392 تهيه شده است    .   تلفن 09123894566   
هر گونه تغييرا ت متناسب با نياز شما  حد اکثر ظرف 48 ساعت انجام خواهد شد  . 

تهیه رایگان نرم افزار موسسات خیریه با کمال میل . فقط تماس از شما

alembagheri@yahoo.com     alembagheri.blogfa.com

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/10/03 و ساعت 4 بعد از ظهر |

.

چگونه در کارهای منزل به زنمان کمک کنیم !؟

1- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

2- کانال های تلویزیون را شما عوض کنید.

3- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است

پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.

4- با آواز خواندن در حمام موجبات شادی دلبندتان را فراهم آورید.

5- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست

گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک زدن به غذا

به او در پخت غذای خوشمزه تر و لذیذتر مشاوره دهید.

6- با آروغ زدن پس از غذا، همسرتان را از حالت رمانتیک درآورید

تا محیط خانه برای وی یکنواخت و خسته کننده نشود !

 

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/09/14 و ساعت 2 بعد از ظهر |

انگيزه: قلب فرآيند خودسازياهي ممكن است درد دليل تغيير مردم باشد.
كسب نمره‌ي مردودي به ما مي‌فهماند كه نيازمند مطالعه هستيم.
بدهي‌ها عدم توانايي ما را در جستجوي يافتن منبع درآمد به ما يادآوري مي‌كند.
تحقير شدن ما را به فرياد زدن و دعوا كردن جهت حفظ ظاهر از شرمندگي‌هاي بعدي ترغيب مي‌كند.
ممكن است تجربه‌اي تلخ، داستاني دلخراش از يك دوست، فيلمي عالي، و يا كتابي الهام‌بخش به ما كمك كنند تا بلند شويم و دقيقا همان ميزان انگيزه‌اي را كه براي خودسازي نياز داريم، بدست آوريم. انگيزه زماني ايجاد مي‌شود كه روياهاي شما جامه عمل مي‌پوشند.
واقعاً چه چيزي مي‌خواهيد؟
تا به حال به اين فكر كرده‌ايد چرا برخي از مردم هرگز هيچ خير و خوبي را در زندگيشان دريافت نمي‌كنند؟ چون آنها در درجه اول نمي‌دانند چه چيزي مي‌خواهند؟
شما بايد خواسته‌هايتان را مشخص كنيد. سپس بايستي تمام تلاشتان را بر روي آن موضوع (آرزوي) خاص متمركز كنيد.
برخي از مردم واقعاً نمي‌دانند چه چيزي مي‌خواهند. لحظه‌اي به خاطر موضوع خاص و يا تلاشي هيجان زده مي‌شوند. اما لحظه‌ي بعد، مي‌بينيد كه آنها اين هيجان را از دست مي‌دهند، يا به اين علت كه علاقه‌شان را از دست مي‌دهند و يا اينكه هنگام مواجه با مشكل كوچكي تسليم مي‌شوند.
كساني كه دائماً تغيير عقيده مي‌دهند، و آنانكه زماني كه با سختي مواجه مي‌شوند به راحتي تسليم مي‌شوند، به جايي نخواهند رسيد.
ممكن است الان شما كمي گيج باشيد. و يا ظاهراً ندانيد و اقعا در زندگي چه مي‌خواهيد. پس به موارد زير توجه كنيد:
1. چه چيزي باعث مي‌شود قلب شما با هيجان بتپد؟
2. چه چيزي شما را خوشحال مي‌كند؟
3. شبانه‌روز دائما به چه چيزي فكر مي‌كنيد؟
4. براي ادامه زندگي چه كاري را مي‌خواهيد انجام دهيد؟
5. از انجام چه كاري لذت مي‌بريد؟
6. دغدغه‌هاي شما چيست؟
7. چه چيزهايي باعث مي‌شود از خوشحالي از جا بپريد؟
جهت راهنمايي، گام‌هاي زير را دنبال كنيد:
1. روي كاغذي، تمام جوابهاي ممكن هفت سؤال بالا را بنويسيد. همه چيز را بنويسيد، حتي جوابهايي كه مهم به نظر نمي‌آيند.
2. دور 5 تا 7 موردي كه بيشتر توجه شما را جلب مي‌كند دايره بكشيد.
3. سپس از صميم قلب، فقط يك مورد را كه ارزش آنرا دارد كه تمام وقت و انرژي خودتان را صرف آن كنيد، ارزيابي و انتخاب نمائيد. مورد انتخاب شده بايد واقعاً چيزي باشد كه بهترين‌ها را براي شما به ارمغان بياورد.
غير از تمرين بالا، همچنين مي‌توانيد از دوستان صميمي و آشناهايتان راجع‌به روياهاي شخصي خودشان بپرسيد. همچنين مي‌توانيد براي كمك به تحقيقاتتان كتاب بخوانيد و در اينترنت جستجو كنيد.
قلبتان را به كار بگيريد. ممكن است ديگران با شما مخالف باشند، اما شما بايد در مقابل آنچه مي‌خواهيد، محكم و استوار باشيد.
ممكن است ديگران نصيحتي كنند يا نظري داشته باشند، اما تصميم نهايي هميشه با خود شماست.
شما بايد بر روي آنچه كه خودتان مي‌خواهيد، تمركز كنيد، نه بر آنچه ديگران براي شما مي‌خواهند.
امشب، اول تصميم نهايي خودتان را بگيريد كه واقعا در زندگي چه چيزي را بيشتر از هر چيز ديگري مي‌خواهيد، و سپس بخوابيد.
چهاره راه قدرتمند براي تحريك انگيزه
وقتي اوضاع خوب پيش نمي‌رود، ادامه كاري بسيار دشوار است. اينطور نيست؟
آيا در زندگيتان مواقعي پيش آمده كه واقعا خواسته باشيد همه چيز را «رها كنيد»، چون نتوانسته‌ايد هيچ نتيجه‌ي خوبي را از تمام سخت‌كوشي‌هايتان دريافت كنيد؟
دست نگه داريد!
هرگز به رها كردن فكر نكنيد. برندگان هرگز تسليم نمي‌شوند و تسليم شوندگان هرگز پيروز نمي‌گردند. تمام كلمات منفي را از فرهنگ لغات ذهني خود پاك كنيد، و در نهايت صبر و اعتقاد بر روي راه حل‌ها تمركز كنيد. در مبارزه شكست نمي‌خوريد مگر آنكه رويايتان را رها كنيد.
اما اگر شما واقعا به لحاظ جسمي، ذهني و مهم‌تر از همه به لحاظ عاطفي خسته باشيد، چه پيش خواهد آمد؟
در اينجا برخي از منابع انگيزه را جهت ترغيب شما به رسيدن به قله‌ي كمال ذكر مي‌كنيم.
1. احساسي سرشار از دستيابي به هدف دلخواه
پس از انجام مأموريتتان چه احساسي داريد؟ حتماً احساس سرخوشي مي‌كنيد. ممكن است از خوشحالي اشك بريزيد. بگذاريد اين احساس فوق‌العاده جذب شود تا شما را به مقاومت در برابر تمام نابرابري‌ها ترغيب كند.
2. سيستم پاداش
چه احساسي خواهيد داشت اگر وارد رقابتي شويد، كه در آن هيچ جايزه‌اي براي برندگان وجود ندارد؟ دلگرم كننده نيست، نه؟
همين اصل در مورد روياي شما نيز صدق مي‌كند. پس از دستيابي به يك هدف، به خودتان پاداش دهيد. و مشوق خاصي را براي هر هدف تعيين كنيد.
فرضا اگر دركار خاصي موفق شديد، خودتان را به رستوران مورد علاقه‌تان مهمان كنيد. زماني كه كار بزرگتري را به پايان رسانديد، به مسافرت برويد.
اين نكته را متوجه شديد.
فقط چيز خشنود كننده‌اي را مشخص كنيد تا پس از به انجام رساندن مسئوليتي خاص به آن بپردازيد.
3. نيروي قدرتمند بشريت
اگر مي‌خواهيد موفق شويد، خودتان را با افراد مناسبي كه همواره شما را پشتيباني و تشويق كنند، احاطه كنيد.
با كساني باشيد كه اعتقادات و آرزوهايي مشابه شما دارند. جو مثبت از طريق تلفيق انرژي مشترك اشخاصي با «ذهن‌هاي مشابه» بوجود مي‌آيد.
برعكس، بودن در كنار اشخاصي كه با طرز تفكر شما مخالفت مي‌كنند، ممكن است انگيزه‌ي منفي و البته قدرتمندي را ايجاد نمايد. تا به حال كسي به شما گفته كه «هرگز به جايي نخواهي رسيد» و يا «با كاري كه انجام مي‌دهي، وقتت را تلف مي‌كني»؟
آيا اين شما را آن قدر خشمگين و مصمم نكرده است كه بخواهيد به آنها نشان دهيد كه چقدر در اشتباهند؟ اين همان چيزي‌ست كه من راجع به آن صحبت مي‌كنم.
وقتي عصباني هستيد، هر كاري انجام مي‌دهيد تا كساني كه مخالف شما هستند حرفشان را بخورند. اما البته تمركز اصلي شما بايد بر روي رسيدن به هدفتان باشد نه انتقام. هرگز اجازه ندهيد احساساتتان نسبت به ديگران هدف اصلي شما را تغيير دهد.
4. مراقب سلامتي خود باشيد.
مرتب ورزش كنيد. مغزتان را با اكسيژن كافي پر كنيد تا اجازه دهد كارهاي روزانه‌تان را با قدرت و انرژي بيشتري انجام دهيد.
اگر وقت كافي داريد، وقفه‌هاي منظم داشته باشيد. داشتن عزم راسخ براي ادامه كار، علي‌رغم تمام سختي‌ها بسيار مهم است. اما شما هنوز بايد محدوديتهايتان را بدانيد.
اگر به اندازه‌ي كافي استراحت نكنيد، قادر نخواهيد بود به وضوح فكر كنيد و كارهايتان را به درستي انجام دهيد. و در طي راه،‌ تنها مأيوس‌تر مي‌شويد.
خواب كافي داشته باشيد و خودتان را بعد از يك روز سخت كاري دوباره شارژ كنيد و به خودتان انرژي دوباره ببخشيد. به هيچ عنوان به سلامتي‌تان بي‌توجهي نكنيد.
ارزشش را ندارد. موفقيت، اگر وضع سلامتي درستي نداشته باشيد كه از آن لذت ببريد، اهميتي نخواهد داشت.
انگيزه‌تان را تحريك كنيد و زندگي‌تان را تمام و كمال كنيد!
انگيزه دادن به معناي تشويق كردن و به شوق آوردن است.
اگر با مشكلات با قاطعيت برخورد كنيد، مي‌توانيد آنها را به مبارزه بطلبيد يا به چالش بكشانيد.
هميشه مشتاق باشيد و لبخند بر روي صورتتان داشته باشيد.

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |

درخواست دستورالعمل و برنامه برای خودسازی و خویشتن نگری در اسلام سابقه ای دیرینه دارد. روایات فراوانی حاکی از آن است که جویندگان کمال و سعادت، از پیامبر گرامی(ص) و ائمه هدی 7 تقاضای برنامه برای خودسازی کرده و آن بزرگواران مناسب حال درخواست کننده برنامه ای به وی داده اند.

همین تقاضا از عالمان وارسته و سالکان و اصل، بسیار شده است و آن گرامیان به این درخواستها پاسخ داده اند. اکنون این دستورالعملها بسان مشعل هدایت فرا راه طالبان خودیابی و نیکبختی قرار دارد. یکی از دوستان فاضل در روزگار جوانی که شوق بیداری و تسلط بر نفس و رسیدن به سعادت به سر داشته است به علامه طباطبایی - که از فرهیختگان سیر و سلوک بوده - نامه ای می نگارد و ضمن بیان موقعیت خود برای رسیدن به مقصود دستورهای عملی طلب می کند.

آن فرزانه در پشت همان نامه، دستورالعملی می نگارد و برای وی می فرستد و می خواهد که پس از بیست روز از عمل به آن، حالات خود را برای ایشان بنویسد. وی پس از عمل به آن، حالات خود را برای ایشان می نویسد و در جواب نامه دوم بقیه دستورالعمل را برای او ارسال می فرماید.

در پاسخ به نامه سوم، علامه این برنامه سعادت آفرین را تکمیل می فرماید.

امید است نشر این نامه ها در دلهای مشتاق مشعل افروزد و ریشه های شرک خفی بسوزد و از آن پیر اهل دل یادی شود.

اینک برای آنکه این دستورالعمل بدرستی ارائه شود نامه ها و جوابهای علامه با توضیحاتی کوتاه از ما به ترتیب تقدیم می شود.

نامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک نخبة الفلاسفة و آیة الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، میزان تحصیل پنجم ریاضی. اشتغالات فعلی تحصیلات حوزه قم حدود لمعه اصول الفقه. آخوندزاده. محیط زیست: دو سال سربازی در تهران، شش سال کودکی در قم، تحصیلات اولیه و بیشتر تحصیلات دبیرستان نیز در قم، چند سالی کرمانشاه.

چنین تشخیص می دهدم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می کنم هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب آن شده اند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می دارند.

درخواستی که از شما دارم برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و الا دیگران ادعای ناصحیت فراوان دارند.دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. همان گونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت. (مسموع است).

باز هم خاطرنشان می سازم که نویسنده با خود فکر می کند که شفاها موفق به پاسخ این سؤال نمی شود. وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می دانید و بر این موضوع می توانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید. در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود وا گذارید. متشکرم.

امضا23/10/1355

جواب علامه به نامه اول

السلام علیکم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته اید لازم است همتی برآورده، توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید رضای خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید. و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال سخت و در ذائقه نفس تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است. و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از بیست روز از حال اشتغال، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم.

محمد حسین طباطبایی

توضیح:

توبه، پس از آنکه بنده از وظیفه بندگی سرباز زد واجب است هر چه زودتر به درگاه الهی برگردد و از حق تعالی طلب مغفرت و آمرزش نماید و آمادگی خود را برای فرمانبری اعلام کند. بر این معنی عقل و نقل گواه و آیات و روایات بسیار است. در قرآن کریم آمده است: توبوا الی الله جمعیا ایها المؤمنون; ای مؤمنان همگی به سوی حق تعالی برگردید و توبه کنید.

امام باقر(ع) فرماید: کسی که از گناه توبه کند بسان کسی است که اصلا گناهی نداشته است.

مشارطه:

آن است که انسان پیش از شروع در کار، با خویشتن شرط و تعهد کند که از جاده مستقیم شرع خارج نشود. خواسته های حق تعالی را عمل کند بلکه بر خواسته های خود مقدم دارد و هیچ گاه از طلب رضای خداوند و آخرت جویی غلفت نورزد.

مراقبه:

آن است که بنده به هنگام عمل، حق تعالی را در نظر گیرد و خود را در محضر خداوند بیند و کشیک نفس کشد که مبادا از فرمان و خواسته مولا سرباز زند و راه دگر گیرد و عصیان ورزد و به لهو و لعب پردازد.

یک چشم زدن غافل از آن ماه مباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید.

و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید.

محاسبه:

آن است که از خویشتن حساب کشد که فکر و فعل خود به چه صرف کرده و اوقات را چگونه به سر آورده است. پس از آنکه به کاری پرداخت و وقتی و فرصتی گذشت آن را ارزیابی می کند و با محک شریعت آن را می سنجد تا فایده و ضرر را بفهمد. بر کارهای پسندیده خدای را سپاس گوید که او را توفیق داده است و از کارهای زشت و گناه استغفار می کند.

امام(ع) فرماید: از ما نیست کسی که هر روز از خود حساب نکشد. پس اگر کار نیکی انجام داده حمد خدا کند و بیشتر انجام دهد و اگر گناهی از او سر زده از خداوند آمرزش بطلبد.

امام صادق(ع) از پدران گرامیش(ع) از رسول خدا(ص) روایت کند که فرمود: خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه عملش، در زیر هر گناهی استغفاری بیابد.

سور مسبحات:

پنج سوره ای که با (سبح) و یا (یسبح) آغاز می شود سور مسبحات نامیده می شود. چرا که این سوره ها با تسبیح حق تعالی آغاز می شود. و دو سوره اسراء و الاعلی را که با (سبحان) و (سبح) آغاز می شود داخل آن ندانند. در حدیث آمده است: پیامبر گرامی اسلام(ص) نمی خوابید مگر آنکه مسبحات را می خواند و می فرمود: در این سوره ها آیه ای است که از هزار آیه برتر است. پرسیدند: مسبحات کدام است؟ فرمود: سوره های حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن.

امام باقر(ع) فرماید: هر کس همه مسبحات را قبل از خواب بخواند نمیرد تا قائم(عج) را درک کند. و اگر مرد در پناه رسول(ص) خواهد بود.

نامه دوم

بسم الله الرحم الرحیم

محضر مقدس نخبة المجتهدین حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای علامه محمد حسین طباطبایی دام مجده سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

خداوند ان شاء الله خیر دنیا و آخرت عطایت فرماید و با اولیا و انبیا محشورت سازد.

برادر عزیز! فراوان احساس کمبودی می کنم. هر چه دست و پا می زنم و تلاش می کنم و به هر جهت می نگرم دریا در نظرم وسیعتر جلوه می کند. ندانم در چه مسیری روی گردانم. کدام سفینه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختی برسم؟ از شما بردار عزیز استمداد می طلبم. نمی دانم مرا چه می شود.مدتی است خود را چنان بینم که بر آسمان افکارم ابرهای سنگین و تیره و تار برآمده و عالم مرا غمناک ساخته اند حتی غرشی نیست تا ببارد و آسمانی صاف بینم. عامل این تیرگی چیست; نمی دانم.

در لا به لای این حالات فکر می کنم اگر سؤال مرا در این موضوع پاسخ گویید راحت شوم.

برادر عزیز! با روشن بینی خود و حقیقت خواهی خود اگر بتوانید حالت مرا درک کنید و آنچنان جوابم گویید که ناخودآگاه جرقه ای در من به وجود آید که تا ابد (مرگ) روشن باشم. آیا می توانید راهنمایی کنید تا عاشق خدا شوم. 2-عاشق پیامبر شوم.3 - عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟ اگر راز عشق، مرا آموزید و معشوق را به نیکی برایم بشناسانی ولو بروی خود می روم. اگر حالت عشق در من بتوانی سازی و دستم گرفته به کوی عشق رهبری نمایید و با اشاره معشوق را بنمایی دوان دوان می روم حتی لحظه ای آرام نمی گیرم.

اما چه کنم جاهلم و عاشق نیستم.

موقعیت نویسنده: طلبه پایه معلومات: پایان دوره دبیرستان، دیپلم. علوم اسلامی: لمعه و اصول الفقه، سن:23 سال.

استاد عزیز، از قرآن جز خواندن (بدون تعارف) چیزی نمی دانم. از سخنان معصومین تقریبا بیگانه ام. چگونه و به چه اندازه بر آنها وارد شوم و چگونه استفاده کنم؟ صبر کنم تا رشد علمی بیابم و یا به موازات تحصیل ... طریق استفاده را نیز بیان فرمایید.

امضا

جواب علامه به نامه دوم

به عرض شریف می رساند نامه شریف دوم زیارت شد. قبلا نیز یک نامه دیگری رسیده بود که تا کنون پاسخ آن نوشته نشده. اصولا در زمستان گذشته در اثر کسالت مزاج و ناراحتی اعصاب نه تنها نامه جناب عالی بلکه نامه های زیاد دیگری که در این مدت رسیده تا امروزها برای هیچ کدام نتوانسته ام جواب بنویسم. امروزها که کمی حالم رو به بهبودی است تدریجا جواب می فرستم. به هر حال عذر گذشته را می خواهم.

عرض کنم روشی که برای ما در همه حال و همه شرایط در حد ضرورت است روش بندگی و به عبارت دیگر روش خداشناسی است و راه آن طبق آنچه از کتاب و سنت برمی آید همانا یاد خدا و امتثال تکالیف عملی است. یعنی همان مراقبه و محاسبه است که در نامه اولی خدمتتان عرض شد. فعلا به این ترتیب که هر صبح که از خواب بیدار می شوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد. آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید و شب وقت خواب به حساب کارهای روز بپردازید. اگر غفلتی شده استغفار و توبیخ نفس، و اگر نشده حمدی به خدا بکنید. و ضمنا برای تقویت ذکر تا چهل روز، روزی هزار مرتبه طرف صبح با توجه تام کلمه طیبه لااله الاالله بگویید. حال بندگی که از این روش به دست می آید الگو و مقیاس همه حالات زندگی است.

والسلام علیکم

محمد حسین طباطبایی

توضیح

چهل روز

عدد چهل و چهل روز در میان اهل معنی دارای ویژگی است. پیامبر ما در چهل سالگی به رسالت مبعوث شد. میقات موسی(ع)چهل روز بود و هر کس چهل حدیث حفظ کند خداوند او را در روز قیامت فقیه محشور فرماید. هر کس چهل روز اعمالش را برای خداوند خالص کند حق تعالی چشمه های حکمت بر زبانش جاری کند و .. و در میان اهل باطن و ریاضت شرعی، چله ( چهل روز)نشینی مرسوم بوده است.

ذکر لااله الاالله

ذکر آن است که به یاد محبوب باشی و خود را در حضورش دانی و به فرمانش از دل و جان گردن نهی و از نافرمانیش در بیم و حذر باشی.

امام صادق(ع) می فرماید: ذکر خداوند فقط سبحان الله، الحمدلله، لااله الاالله و الله اکبر گفتن نیست. بلکه بدان معنی است که هر گاه فرمان الهی بر تو وارد شد به کار بندی و هر گاه نهیی رسید آن کار را ترک کنی.

لیکن برای تقویت حضور عندالله، در روایات بسیار به اذکار فراوانی توصیه شده است که بنده بر لب داشته باشد. و چون مرحوم علامه در این نامه به ذکر شریف لااله الاالله توصیه فرموده است از روایات متعدد آن به یک روایت بسنده می کنیم.

پیامبر گرامی ما می فرماید: نه من و نه هیچ پیامبری پیش از من، پیامی به عظمت لااله الاالله نیاورده اند.

جواب علامه طباطبایی به نامه سوم (این نامه در اختیار ما نیست)

بسمه تعالی

برادر عزیز

حالتی که به شما رخ می دهد حالت جذبه است. لازم است که به مراقبه بپردازید و با تمام قوا به سوی خدای متعال توجه کنید و خود را برابر حق ببینید و تصور کنید. و ضمنا روزانه اقلا با خدای خود - عز اسمه - ساعتی خلوت کرده، به ذکر او مشغول باشید. با استخاره یکی از دو ذکر شریف (لااله الاالله روزی 1000 مرتبه یا 1750 مرتبه)، (الله بدون حرف ندا روزی 1500 مرتبه و اگر توانستید سه هزار مرتبه) مشغول شوید. و در خوردن و نوشیدن و حرف زدن و معاشرت و خواب، از افراط و تفریط بپرهیزید و فرصت را غنیمت شمارید. چنانکه می فرماید: ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها و لا تعرضوا عنها. وفقکم الله و ایدکم ان شاءالله.

محمد حسین طباطبایی

توضیح

جذبه: حالتی است که بر اثر عنایت و توجه حق تعالی، همه آنچه را که بنده برای پیمودن منازل به سوی خداوند متعال نیاز دارد بدون زحمت برایش فراهم می شود و او به آسانی و راحتی مسیر سلوک عرفانی را طی می کند.

ذکر «الله »

حق تعالی را نامهای بسیار است که بدانها خوانده می شود. در قرآن کریم و در دعاها نامهای فراوان حق تعالی آمده است. و در دعای جوشن کبیر هزار نام حق تعالی برشمرده شده است.

در میان نامهای خداوند اسم شریف «الله » دارای امتیاز و ویژگی است. چرا که نامهای دیگر دلالت بر بعضی از صفات جلال و جمال خداوند دارد اما اسم «الله » ذات خداوند با تمام صفات جلال و جمال را در بر دارد. اهل عرفان به این اسم شریف اهتمام فراوان دارند.

و می دانیم که ذکر نام خدا بدون حرف ندا دلالت بر نزدیکی خداوند به بنده دارد. چرا که ندا را برای خطاب به کسی که از ما جداست به کار می بریم و چه وقت است که خداوند از ما دور و جدا باشد.

میانه روی در خواب و خوراک

بدن ما نیازمند خواب است و بدون آن ادامه حیات برایمان ممکن نیست. لیکن زیاده روی در آن برای سلامتی جسم و جان مضر است و در دستورهای دینی ما از آن نهی شده است. در باره این موضوعات روایات فراوانی وجود دارد که به عنوان نمونه چند آیه و حدیث ذکر می کنیم.

قرآن کریم: کلوا و اشربوا و لا تسرفوا. (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید)رسول خدا(ص): به ملکوت راه نیابد کسی که شکمش را پر کند.

رسول خدا(ص): برترین شما نزد خداوند کسی است که گرسنگی و تفکرش طولانی تر باشد. و مبغوض ترین شما نزد خدواند کسی است که خواب و خوراک و نوشیدنش بسیار باشد.

امام صادق(ع): همانا خداوند زیادی خواب را دشمن می دارد.

امام صادق(ع): زیادی خواب دین و دنیای آدمی را بر باد می دهد. پیامبر گرامی ما کلام مادر سلیمان پیامبر را نقل می فرماید که خطاب به فرزندش سلیمان گفت: از خواب زیاد پرهیز کن، چرا که خواب زیاد سبب فقر آدمی در روز قیامت می شود.

سخن گفتن و معاشرت با مردم به مقدار لازم

در دستورهای دینی ما از پرگویی و رفت و آمد بسیار با هر گونه مردمی نهی شده است.

امام کاظم(ع) از پدران گرامیش روایت کند که امیرالمؤمنین(ع) به مردی برخورد که زیاده سخن می گفت. حضرت ایستاد و فرمود: ای مرد، آنچه گویی دو فرشته مراقب بنویسند و به پیشگاه الهی برند، پس آنچه به کارت آید بگو و آنچه به کارت نیاید واگذار.

امام صادق(ع) می فرماید: خداوند به چیزی برتر از سکوت پرستش نشده است.

رسول خدا(ص) می فرماید: در سخن گفتن - به غیر ذکر خداوند - زیاده روی نکنید چرا که زیاده سخن گفتن - به غیر ذکر خدا - سبب قساوت قلب می شود و دورترین مردم از خداوند کسی است که دچار قساوت قلب شده باشد.

فیض کاشانی(ره) در کتاب اخلاقی خود در باره عزلت و کناره گیری یا معاشرت با مردم و فواید هر کدام فصلی طولانی اختصاص داده است و در پایان به منظور جمع بندی می فرماید:

با شناخت فواید و مضار عزلت و کناره گیری دانستی که نمی توان یکسر حکم کرد که کناره گیری از همه کس و همه جا و از سوی هر کسی پسندیده یا ناپسند است بلکه بستگی دارد که خود شخص که باشد و همنشینش چگونه آدمی باشد و انگیزه آنان در معاشرت چه باشد. بایستی دید که به سبب آمیزش با او چه چیزی را به دست می آوری و چه چیزی را از دست می دهی و پس از مقایسه بهترین را برگزین.

سخن آخر اینکه کناره گیری کامل از مردم سبب دشمنی آنها می شود و معاشرت بسیار هم سبب گرفتار شدن به همنشینان بد می شود. پس راه میانه را برگزین. و این راه میانه و حد وسط با ملاحظه حالات و فواید و آفات، تفاوت می یابد. این سخن، حرف حق و خالص است و غیر از این هر چه گویند سخنی است نارسا.

اغتنام فرصت

برای دست زدن به کاری و توفیق در آن، هزار و یک شرط بایستی تحقق یابد تا بتوان به هدف نایل شد. هر گاه تمام زمینه ها و شرایط فراهم آمد بایستی سریع اقدام کرد و دست به کار شد و فرصت از دست می رود و فراهم آمدن دوباره زمینه دیر دست می دهد.

امام علی(ع) می فرماید: الفرصة تمر مر السحاب. (فرصتها و زمینه های مساعد چون ابر گذراست) به سرعت می گذرد و بازگشت ندارد. و هر گاه فرصتها از دست رفت به فرموده امام علی(ع) اضاعة الفرصة غصة (از دست دادن فرصت موجب غصه است).

در حدیث شریفی که پایان بخش نامه های مرحوم علامه است اشاره به این است که در روزگار و دوره هر کس گهگاه نسیم رحمت می وزد و نفخه رحمانی دیردیر دست می دهد. حال که چنین است بایستی خود را در معرض آن قرار داد و از آن بهره جست. و مبادا که به آن پشت کنید و از آن غفلت ورزید.

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |
پرسش :

اگر كسي بخواهد خدايي شود بايد چه كارهايي را انجام دهد و راه و روش خدايي شدن چيست؟


پاسخ :

درپاسخ اين سوال به نكاتي اشاره مي كنيم
الف) شناخت خدا و پرستش او: گفتني است كه جوهرة انساني در عبوديت و بندگي خدا نهفته است و انسان بدون عبادت، امتيازي بر ساير حيوانات ندارد و تنها از امتيازات تكويني برخوردار است، بدون اينكه حق آنها را ادا كرده باشد. كسي كه از عبادت خدا خودداري كند در حقيقت راه كمال انساني را بر خويش مسدود كرده است، چرا كه رسيدن به كمال انساني تنهااز اين طريق ميسر است. و اگر شيوة زندگي مردان بزرگ را مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه از اصول جدا ناشدني زندگي آنان، بندگي خداست و اينكه مطيع اوامر الهي باشند و دستورات الهي را با نيت خالص انجام دهند و در مقابل دستورات الهي استكبار و خود رأيي نداشته باشند و حلال و حرام خدا را در نظر داشته باشند.[1]
ب) ايمان به پيامبر و اعتراف به رسالت او: اگر ايمان به پيامبر و رسالت او در ما وجود داشته باشد و تقويت شود، باعث نجات ما از انحرافات و شبهه‎ها مي‎گردد زيرا فرمان پيامبر همان فرمان خداوند است و رمز نجات انسان در اطاعت از فرمايش خداوند و پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و احكامي كه توسط پيامبر آورده شده و ابلاغ شده تأمين كننده سعادت انسان در دنيا و آخرت است.[2]
ج) ايمان به روز قيامت و علاقه به اهل بيت و امام معصوم ـ عليهم السلام ـ : اگر انسان بخواهد به قله‎هاي معرفت نائل آيد و از نظر اعتقادي سالم باشد بايد بداند كه قيامت و روز جزائي در كار است و روزي انسانها براي عرضة اعمال خود در دادگاه عدل الهي حاضر مي‎شوند و هر كس در آن روز به مجازات عمل خود نائل مي‌شود. و بايد ايمان و اعتقاد به امامان معصوم و عترت پيامبر ـ عليهم السّلام ـ داشته باشد و آنان را دوست بدارد و به فرمايشات نوراني آنان گوش داده و عمل نمايد زيرا كه به فرموده پيامبر گرامي اسلام تنها راه نجات عمل به قرآن و فرمايش اهل بيت پيامبر ـ عليهم السلام ـ است. و لذا پيامبر گرامي اسلام در ضمن حديث شريف بيان فرموده كه: «اِني تارك فيكم الثقلين كِتابَ الله و عترتي لإن تمسكتُم بهما لن تضلوا مِن بعدي ابداً؛ من دو چيز گرانبها و ارزشمند به يادگار مي‎گذارم، قرآن كريم و اهل بيت و هر كس به آنان عمل كنند هرگز گمراه نمي‎شود».[3]
د) احياي فضائل در وجود خود: براي رسيدن به فضائل اخلاقي بايد كارهايي را انجام داد كه در اينجا به مصاديق چندي اشاره مي‎شود.
1. ذكر خدا: يكي از راههاي رسيدن به قرب الهي و فضائل عالي، ذكر و ياد خداست و ذكر خدا در نماز و دعا تجلي پيدا مي‎كند و اگر انسان به نماز و دعا اهميت دهد و با حضور دل آنها را انجام دهد يك نورانيت و صفائي در دلش ايجاد مي‎شود و از طرفي اين نماز و دعا باعث مي‎شود كه از معصيت دوري كند و مقرب درگاه الهي گردد.
2. روزه: يكي از عبادات بزرگ كه در تزكيه و تهذيب نفس و خودسازي آثار فراواني دارد روزه است و در فضيلت آن احاديث زيادي وارد شده است. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «روزه سپري است براي حفظ از آتش دوزخ».[4]
3. صداقت و راستي: يكي از فضائل اخلاقي كه نقش بزرگي در سازندگي انسان دارد صداقت در عمل و گفتار است به همين جهت خداوند فرمان مي‎دهد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد از خدا بترسيد و با صادقان باشيد.»[5]
صداقت منشأ خير و بركت و پاكي است و دروغ منشأ زشتي‎ها و مشكلات. و كسي كه آلوده به زشتي‎ها باشد نمي‎تواند به قرب الهي نائل آيد و محبت الهي در دلش ايجاد نمي‎شود.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموند: «مُن صَدَقَ لِسانُهُ زكي عَمَلُهْ؛ كسي كه زبان راست گويي داشته باشد عملش پاك مي‎شود».[6]
4. صبر و مقاومت: يكي ديگر از عواملي كه در سازندگي انسان نقش بسزايي دارد، شكيبايي در برابر مشكلات است؛ زيرا بر اثر صبر روح آدمي قوي مي‎شود و در نتيجه سختي‎هاي روزگار او را از پاي در نمي‎آورد، بلكه چون كوهي استوار از عهدة امتحانات الهي پيروزمندانه بر مي‎آيد و سرانجام مي‎تواند به قرب الهي دست يابد. البته صبر به معناي تن دادن به خواري و خفت و تسليم شدن در برابر مشكلات نيست. از اين رو بسياري از عالمان اخلاق براي صبر سه شاخه ذكر كرده‎اند كه در حقيقت برگرفته از روايات است:
الف. صبر و مقاومت در مقام اطاعت دستورهاي الهي.
ب. شكيبايي در برابر انگيزه‎هاي گناه و شهوات سركش.
ج. استواري و صبوري به هنگام نزول مصيبت.[7]
5. اخلاص در عقيده و عمل: يكي از عوامل تهذيب نفس اخلاص است. اخلاص يعني هر گفتار و هر كرداري كه شخص انجام مي‎دهد تنها و تنها براي پروردگار جهان باشد. هر عبادتي كه چنين نباشد اخلاص در آن نيست. مثلاً اگر نماز بخواند و قصدش اين باشد كه مردم او را ببينند و از او تعريف كنند، اين عمل فايده‎اي ندارد. امام علي ـ عليه السلام ـ فرموده‎اند: «اِمارات السَعادةِ إِخلاصُ العَمَلِ؛ اخلاص در عمل از علايم سعادت است».[8]
6. حسن خلق: يكي از راه‎هاي خودسازي اين است كه هرگاه نفس غضب كرد و افسار گسيخت؛ آن را رام كند و به آرامش دعوت كند. چه اگر نفس آدمي سركشي كند، خانمان‎ها را بر باد مي‎دهد و انسان بداخلاق دين خود را تباه مي‎سازد و لذا انسان مؤمن بايد سعي كند اخلاق نيكو و محبت آميز با خانواده و هم نوعان داشته باشد.[9] پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «اكثر ما يدخل الناس الجنةَ تقوي الله و حسن الخلق؛ بيشتر چيزي كه مردم را وارد بهشت مي‎كند تقوي و حسن خلق است».[10]
7. انجام نوافل مخصوصاً انجام نمازهاي مستحبي و بالخصوص نماز شب آثار و بركات خاصي در خودسازي و تزكيه درون دارد و بيشتر علماي ما كه به مقامات عالي معرفتي رسيده‌اند به خاطر نماز شب‌ها و انجام امور مستحب بوده است.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1. سيد يوسف ابراهيميان آملي، خودشناسي در تربيت اسلامي، ناشر مؤلف، 1378، ج 1 و 2 و 3.
2. محمد تقي مصباح يزدي، ره توشه، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1375، ج 1 و 2.
3. محمد حسن آموزگار، اسلام و تزكيه نفس، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1381.
4. فريده مصطفوي و همكاران، روش خودسازي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1380.
5. چهل حديث امام خميني (ره)، كتاب بسيار ارزشمندي است.
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |

 

روانشناسان كشف كرده اند كه انسانها ذاتاً دگرگوني و تازگي را دوست دارند. اما هنوز بسياري از ما سعي مي كنيم خود را در لنگرگاه امني كه اكنون هستم بمانيم تا اينكه دل به امواج روزگار بسپاريم. همه ما فكر مي كنيم اگر در دنياي شناخته شده ها بمانيم امنيت و آسايش وحتي شادي بيشتري داريم.

اما بدانيد كه هيچ چيز نمي تواند از قدرت باور و ايمان با ارزش تر باشد. خودداري از دگرگوني و پيشرفت براي انسان بسيار مخاطره آميز است. بله روبرو شدن با ناشناخته ها به نظر ترسناك مي رسد. و همين حركت از مسير عادي و معمول هميشگي به يك راه جديد گيج كننده هم هست. ولي همين جاي عجيب و ترسناك جايي است كه موقعيت ها و پيشرفت وجود دارد.

يكي از بزرگترين وظايف رهبري (رهبري ربطي به موقعيت شما ندارد بلكه به راهي كه هر روز در آن گام مي نهيد مربوط است.) برخورد با دگرگوني هاست. و هر گاه زمان تغييرات فرا رسد يك رهبر واقعي تبديل به يك استاد مي شود. آنها روشنفكر هستند آنها به فرصت هاي جديد اهميت مي دهند و آنها را پيگيري مي كنند. آنها از همه چيز مي پرسند و بهترين راه را پيدا مي كنند.

بنابراين وقتي كه با دگرگوني ها مواجه مي شويد هنگام آموختن است نه هنگام فرار!

در اين مقاله چند نكته از طرف «ياد بگير دات كام» براي پيدا كردن راه در هنگام دگرگوني خدمتتان ارائه مي شود:

1ــ به شدت مطالعه كنيد ــ شايد با ارزش ترين چيزي كه هر پدري براي فرزندش به يادگار مي گذارد كتابخانه اش باشد. كافيست در هر كتاب يك انديشه يا طرز فكر براي ارتقاء سطح زندگي بيابيد. احتمالاً كسي قبلاً در شرايطي كه شما اكنون داريد بوده است يا مسئله اي كه شما اكنون با آن دست به گريبان هستيد قبلاً كسي آنرا حل كرده باشد. پس عاقل باشيد و از تجربيات ديگران استفاده كنيد.

2ــ روزنامه ــ براي اينكه بتوانيد درك درستي از زندگي خود داشته باشيد، احتياج به يك بازتاب مناسب داريد. و براي اين منظور هيچ چيز بهتر از اين نيست كه يك تكه كاغذ برداريد و افكار خود را بنويسيد.

3ــ گفتگو ــ هيچ چيز مانند يك گفتگوي با ارزش مرا تهييج نمي كند. يك برنامه گفتگو با افرادي كه شما را مجذوب مي كنند و حتي با افرادي كه باعث دلسردي شما مي شوند بچينيد. يك گفتگوي محترمانه با افرادي كه با شما موافق نيستند سبب مي شود از آنها چيزهاي جديد بياموزيد.

از پنجره اي كه ما با آن به دنيا مي نگريم گاه شيشه هايش گرد و غبار مي گيرد. در اين هنگام بهتر است گاهي از ديد ديگران به جهان نگاه كنيم آنوقت است كه متوجه اين گرد و غبار مزاحم مي شويم. و آن را مي زداييم.

4ــ كمي ماجراجويي كنيد ــ غذاهاي جديد را انتخاب كنيد، به يك موزه برويد، به محل كار دوستان خود برويد، به طبيعت برويد و مقداري از وقت خود را آنجا بگذرانيد. و كارهايي از اين قبيل انجام دهيد اين به شما كمك مي كند خلاق تر باشيد. ماجراجويي به شما كمك مي كند دنيا را از دريچه اي جديد ببينيد. و بعضي مواقع به همين سادگي يك فكر عالي به نظرتان مي رسد.

5ــ گوش دهيد ــ امروزه كتابها، مقالات و برنامه هاي آموزشي در زمينه موفقيت به فراواني در بازار يافت مي شوند اگر در اتوبوس يا اتومبيل وقت زيادي مي گذرانيد از اين برنامه ها استفاده كنيد و زماني را كه قبلاً در راه تلف مي شد تبديل به يك دانشگاه كنيد.

آنكه سريعتر مي آموزد برنده است. هيچ چيز مانند آموختن نمي تواند به شما در دگرگوني و ايجاد تغيير كمك نمي كند.

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |

پرسش :
بهترين راه هاي خود سازي و رام كردن شياطين و نفس اماره چيست؟
پاسخ :
اسلام‌ هركسي‌ را مسئول‌ اعمال‌ و رفتار خود مي‌داند و بر اين‌ اساس‌ دستور اكيد به‌ خود سازي‌ مي‌دهد هيچ‌ كس‌ مسئوليت‌ اعمال‌ و رفتار خود را نمي‌تواند برگردن‌ ديگران‌ بياندازد. اگر نيكي‌ كند به‌ خود او باز مي‌گردد و اگر بدي‌ هم‌ كند گريبان‌گير‌ شخص‌ او خواهد بود. حضرت‌ امير (ع‌) مي‌فرمايند: "علمّوا انفسكم‌ و أهل‌ بيتكم‌ الخير[1] ؛ به‌ خود و خانواده‌تان‌ نيكي‌ بيآموزيد". و قرآن‌ مي‌فرمايد: "يا ايها الذين‌ آمنوا قوا انفسكم‌ و اهليكم‌ ناراً وقودها الناس‌ و الحجاره؛[2] اي‌ انسان‌ هايي‌ كه ايمان‌ آورده‌ايد خود و خانواده‌ خويش‌ را از آتشي‌ كه‌ هيزم‌ آن‌ انسان‌ها و سنگ‌ها است‌ حفظ‌ كنيد".

براي‌ خود سازي‌ به‌ چند نكته‌ بايد توجه‌ كنيم‌:

1 ـ خدا را ناظر اعمال‌ خويش‌ بدانيم‌:

اگر كسي‌ خدا را برخود شاهد و ناظر بداند و خود را در محضر خدا بداند و واقعاً به‌ اين‌ مطلب‌ اعتقاد پيدا كند هرگز دست‌ به‌ گناه‌ و آلودگي‌ها نمي‌آلايد كسي‌ كه‌ در برابر ديدگان‌ مردم‌ گناه‌ نمي‌كند قطعاً در برابر ديدگان‌ خدا خود را از گناه‌ حفظ‌ مي‌كند. كسي‌ كه‌ اعتقاد دارد به‌ "واللّه‌ شهيد علي‌ ما تعملون‌".[3] و به‌ "هو معكم‌ اينما كنتم‌ واللّه‌ بما تعملون‌ بصير".[4] "خدا شاهد بر عملهاي‌ شما است‌" و "او با شما است‌ هر كجا كه‌ باشيد و خدا به‌ عمل‌هاي‌ شما آگاه‌ است‌"، هرگز به‌ دنبال‌ گناه‌ نمي‌رود.

امير المؤمنين‌ (ع‌) مي‌فرمايد: "خدا رحمت‌ كند انساني‌ را كه‌ هميشه‌ پروردگارش‌ را در نظر داشته‌ باشد از گناه‌ كناره‌ گيرد و باخواهش‌ دل‌ بجنگد و آرزوي‌ دنيايي‌ خود را تكذيب‌ كند آن‌ انساني‌ كه‌ نفس‌ سر كش‌ خود را با تقوا و پرهيز كاري‌ مهار كند و با لگام‌ ترس‌ از پروردگار بر دهانش‌ دهنه زند و مهارش‌ را به‌ سوي‌ طاعت‌ و فرمان‌ برداري‌ خدا كشاند و از نافرماني‌ و معصيت‌ بازش‌ دارد."[5]

حضرت ايت الله بهجت در پاسخ به نامه اي كه از ايشان درخواست نصيحت كرده بودند مي گويند : غرض از خلق، عبوديت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/56 ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لكنه ذكر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اينكه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.
پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس كيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا كامياب شويم.

2 ـ صفات‌ بد و خوب‌ خود را بسنجد و درصد و مقدار آن‌ها را محاسبه‌ كند و در صدد زدودن‌ صفات‌ بد بر آيد و صفات‌ خوب‌ را جايگزين‌ آنها كند. و به‌ تعبير ديگر نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ خويش‌ را بررسي‌ كند و آنها را تعديل‌ كند. اگر حسود است‌ در صدد رفع‌ آن‌ برآيد اگر تكبر و خود خواهي‌ دارد يا طمع‌ وحرص‌ دارد يا عيب‌ جويي‌ مي‌كند يادنيا را بيش‌ از اندازه‌ دوست‌ دارد يا انسان‌هاي‌ بد را دوست‌ دارد؛ ولي‌ انسان‌هاي‌ خوب‌ را دوست‌ ندارد آنها را رفع‌ نمايد؛ زيرا اين‌ها‌ همه‌ از صفات‌ رذيله‌ و پستي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انسان‌ گرفتار آن‌ها باشد. كسي‌ كه‌ در صدد خود سازي‌ بر مي‌آيد بايد اين‌ صفات‌ مذموم‌ را از خود دور كند، مثلاً با تواضع‌ كردن‌ تكبر را از خود دور كند، در راه‌ اطاعت‌ خدا خود را به‌ زحمت‌ بياندازد براي‌ كمك‌ به‌ پيچار گان‌ و نياز مندان‌ فعاليت‌ كند، براي‌ عبادت‌ نيمه‌ شب‌ برخيزد و به‌ را زونياز مشغول‌ شود. تحمل‌ مشقت ها در راه‌ خدا باعث‌ مي‌شود كه‌ خود خواهي‌ از او رخت‌ بربندد و خدا خواه‌ شود.

3ـ ‌ تمام‌ همّت‌ خويش‌ را در ترك‌ گناه‌ قرار دهد. مواظب‌ خود باشد كه‌ شهوت‌ راني‌، چشم‌ چراني‌، نگاه‌ به‌ فيلم‌هاي‌ مستهجن نكند و از گوش‌ دادن‌ به‌ موسيقي‌هاي‌ حرام‌ اجتناب‌ كند. اگر بتواند بر خود مسلط‌ بشود و جلوي‌ اين‌ معاصي‌ را بگيرد گام‌ بزرگي‌ در خود سازي‌ برداشته‌ و در نتيجه‌ توفيق‌ نماز شب‌ خواندن‌ نيز پيدا‌ مي كند. در روايت‌ آمده‌ است‌ كسي‌ كه‌ گناه‌ بكند از نماز شب‌ محروم‌ مي‌شود و توفيق‌ آن‌ را نمي‌يابد.[6]

پی نوشتها:
[1]سيد حسين‌ اسحاقي‌، سلوك‌ علوي‌، ص‌28، به‌ نقل‌ از در المنثور ج‌6،ص‌144.
[2]تحريم‌ (66) آية‌ 16.
[3]آل‌ عمران‌ (3) آية‌ 98.
[4]حديد (57) آية‌ 4.
[5]كافي‌، ج‌8، ص‌172.
[6]بحار الانوار، ج‌80، ص‌127.
www.morsalat.com
+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |

راه های خودسازی از دیدگاه علامه حسن زاده آملی

علامه حسن زاده آملى در مورد راه‌هاى خود سازى چنین توصیه مى فرماید:
1- تلاوت و بهره مندى از قرآن

2-دائم الوضو بودن

3-اعتدال در خوردن و آشامیدن، یعنى نه آن قدر زیاد بخورد که به شکم درد مبتلا شود، ونه آن قدر کم بخورد که قدرت بر انجام کارى نداشته باشد

4-اعتدال در گفتار

5-محاسبة نفس؛

6- مراقبه ؛

7- رعایت ادب اسلامى ؛

8-عزلت و گوشه نشینى ؛

9- تهجّد (شب زنده دارى ) ؛

10-تفکر و اندیشیدن ؛

11-یاد خدا در همه حال بودن ؛

12-ریاضت ؛

13-میانه روى در کارها؛

14-تعظیم امر خالق و شفقت با خلق ؛

15-تمسّک به ویژگى‌هاى عبادالرّحمن که قرآن مجید در سورة فرقان، آیات 63ـ 74 برشمرده است.

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/26 و ساعت 7 بعد از ظهر |

استاد گرمارودي
----------------------

درختان‌ را دوست‌ مي‌دارم‌
كه‌ به‌ احترام‌ تو قيام‌ كرده‌اند،
و آب‌ را
‌كه‌ مهر مادر توست،
خون‌ تو شرف‌ را سرخگون‌ كرده‌ است:
شفق، آينه‌دار نجابتت،
و فلق، محرابي،
كه‌ تو در آن‌
‌نماز صبح‌ شهادت‌ گزارده‌اي‌

در فكر آن‌ گودالم‌
كه‌ خون‌ تو را مكيده‌ است‌
هيچ‌ گودالي‌ چنين‌ رفيع‌ نديده‌ بودم‌
در حضيض‌ هم‌ مي‌توان‌ عزيز بود
از گودال‌ بپرس.

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/11 و ساعت 0 قبل از ظهر |

ای سرو بلند باغ ایمانوی قمری شاخسار احسان
دستی که ز خویش وانهادیجانی که به راه دوست دادی
آن ٬ شاخ درخت باوفایی ست… وین میوه باغ کبریایی ست
ای خوبترین به گاه هستیای شهره به شرم و شور بختی
رفتی که به تشنگان دهی آب … خود گشتی از آب عشق سیراب
آبی ز فرات ٬تا لب آوردآه از دل آتشین بر آورد
آن آب ز کف غمین رفت٬فرو ریخت … وزآب دو دیده ٬ با وی آمیخت
بر خاست ز بار غم خمیده … جان بر لبش از عطش رسیده
بر اسب نشست و بود بیتاب … دل در گرو رساندن آب
نا گاه یکی دو روبه خُرد …. دیدند که شیر آب میبرد
آن آتش حق خمید بر آب …. وز دغدغه و تلاش بی تاب
~.~.~.~.~.~.~.~.~.~.
دستان خدا زتن جدا شد …. وان قامت حیدری دو تا شد
بگرفت به ناگزیر ٬ چون جان…. آن مشک ز دوش خود به دندان
وانگاه به روی مشک خم شد …. وز قامت او دو نیزه کم شد
جان در بدنش نبود و می تاخت …. با زخم هزار نیزه می ساخت
از خون تن او به گل نشسته ….. صد خار بر آن ز تیر بسته
دلشاد که گر ز دست شد ٬ دست …. آبیش برای کودکان هست
چون عمر گل این نشاط کوتاه ….. تیر آمد مشک بردرید ٬ آه !
این لحظه چه گویم او چها کرد ….. تنها نگهی به خیمه ها کرد
~.~.~.~.~.~.~.~.~.~.
ای مرگ کنون مرا ببر گیر …. از دست شدم ٬ کنون ز سر گیر
می گفت و بر آب و خون ٬ نگاهش ….. وز سینه تفته بر لب آهش
خونابه و آب بر می آمیخت ….. وز مشک و بدن به خاک می ریخت
~.~.~.~.~.~.~.~.~.~.
چون سوی زمین خمیده آن ماه …. عرش و ملکوت بود همراه
تنها نه فتاده بو فضایل …… شد کفه ی کاینات مایل
هم برج زمانه بی قمر شد …. هم خصلت عشق بی پدر شد
حق ساقی خویش را فرا خواند …. برکام زمانه تشنگی ماند
در حسرت آن کفی که برداشت …. از آب فرو فکند و بگذاشت
کف بر لب رود و در تکاپو ست …. هر آب رونده در پی اوست
هر موج به یاد آن کف و چنگ ….. کوبد سر خویش را به هر سنگ
چون مه شب چهارده ٬ بر آید …. دریا به گمان فرا تر آید
ای بحر ٬ بهل خیال باطل …. این ماه کجا و بو فضایل !؟
گیرم دو سه گام بر تر آیی …. کو حد حریم کبریایی ؟؟!

سیدعلی موسوی گرمارودی

وان قامت حیدری دو تا شد
بگرفت به ناگزیر ٬ چون جان…. آن مشک ز دوش خود به دندان
وانگاه به روی مشک خم شد …. وز قامت او دو نیزه کم شد
جان در بدنش نبود و می تاخت …. با زخم هزار نیزه می ساخت
از خون تن او به گل نشسته ….. صد خار بر آن ز تیر بسته
دلشاد که گر ز دست شد ٬ دست …. آبیش برای کودکان هست
چون عمر گل این نشاط کوتاه ….. تیر آمد مشک بردرید ٬ آه !
این لحظه چه گویم او چها کرد ….. تنها نگهی به خیمه ها کرد
~.~.~.~.~.~.~.~.~.~.
ای مرگ کنون مرا ببر گیر …. از دست شدم ٬ کنون ز سر گیر
می گفت و بر آب و خون ٬ نگاهش ….. وز سینه تفته بر لب آهش
خونابه و آب بر می آمیخت ….. وز مشک و بدن به خاک می ریخت
~.~.~.~.~.~.~.~.~.~.
چون سوی زمین خمیده آن ماه …. عرش و ملکوت بود همراه
تنها نه فتاده بو فضایل …… شد کفه ی کاینات مایل
هم برج زمانه بی قمر شد …. هم خصلت عشق بی پدر شد
حق ساقی خویش را فرا خواند …. برکام زمانه تشنگی ماند
در حسرت آن کفی که برداشت …. از آب فرو فکند و بگذاشت
کف بر لب رود و در تکاپو ست …. هر آب رونده در پی اوست
هر موج به یاد آن کف و چنگ ….. کوبد سر خویش را به هر سنگ
چون مه شب چهارده ٬ بر آید …. دریا به گمان فرا تر آید
ای بحر ٬ بهل خیال باطل …. این ماه کجا و بو فضایل !؟
گیرم دو سه گام بر تر آیی …. کو حد حریم کبریایی ؟؟!

سیدعلی موسوی گرمارودی

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/11 و ساعت 0 قبل از ظهر |


شعر کوچولو

مانند مردان از کسی پروا نمی‌کرد

از تشنگی لَه می‌زد و لب وا نمی‌کرد

می‌خواست تا حیثیّتِ باران نریزد

دیگر برای آب، دست و پا نمی‌زد

هر جا که چشمش رفت دنبالِ عمویش

تصویر صحرا آب می‌شد روبه‌رویش

می‌شد بفهمی سخت دلخُور بود از آب

اصلاً نمی‌دانی، دلش پُر بود از آب

می‌خواست از گهواره برخیزد، نمی‌شد

«خود را به هر راه و دری می‌زد» نمی‌شد

می‌خواست برخیزد زِره بر تن بپوشد

چون چشمه‌ای از سینه‌یِ صحرا بجوشد

حیدر ببین، حیدر ببین، شش ماهه شیری

زهرای پیغمبر ببین، شش ماهه شیری

حرفی نمی‌زد با کسی بعد از عمویش

انگار می‌خشکید دنیا در گلویش

زُل زد به چشمان پدر، با چشم آبی

نی ناله می‌زد در هوایِ بی‌ربابی

تنها امیدش داد و بیداد است و شور است

ماهیِ معصومی که از دریا به دور است

پَرپَر زد و پَرپَر شد و پروا نمی‌کرد

حتّی به روی گریه هم لب وا نمی‌کرد

«... شوری به پا می‌شد به صحرا‌های و هَی بود

تا ساعتی دیگر سرِ طفلی به نی بود»[1]

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/11 و ساعت 0 قبل از ظهر |
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند

ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
...
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند

نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

شهریار

+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/11 و ساعت 0 قبل از ظهر |
نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم

دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم

خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت

گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش

نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر

بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

*سید حمیدرضا برقعی


+ نوشته شده توسط طهماس عالم باقری در 92/08/11 و ساعت 0 قبل از ظهر |